مستند اولین زن ایرانی مرشد در زورخانه ورزش باستانی - مریم آخوندی
First Iranian lady morshed: playing zarb-e zoorkhaneh and singing epic poems in favour of women

ورزش زورخانه ای بانوان - مسابقات ورزش باستانی و پهلوانی و زورخانه ای برای بانوان

لزوم افزودن مسابقات بانوان به ورزش زورخانه برای افزایش پذیرش از سوی جوامع ورزشی 

آرمان راه یابی ورزش های زورخانه ای به مسابقات مهم مانند بازی های آسیایی و پاراآسیایی و المپیک و پارالمپیک

پارا زورخانه - ورزش زورخانه برای معلولان مرد و زن

مریم آخوندی متولد ۱۳۳۶ تهران، خوانندهٔ سبک سنتی اهل ایران است. او خوانندگی را در پیشگاه اسماعیل مهرتاش و نصرالله ناصح‌پور دو استاد برجستهٔ موسیقی سنتی ایران فراگرفت. بخاطر شرایط دشوار حاکم بر هنرمندان (خصوصاً زنان) پس از انقلاب او به اروپا مهاجرت کرد و از آن زمان در کلن، آلمان به سر می‌برد. آنجا او گروه «بانو» که ترانه‌های بومی و محلی ایران را باز-اجرا می‌کند، بنیان نهاد. پیش از آن نیز گروه موسیقی «باربد» را راه‌اندازی کرده بود که پس از وقفه‌ای کوتاه، بار دیگر آن گروه را وارد گشت‌های هنری خود نمود. او همواره در کنسرت‌های خود، متن ترانه‌هایش را به زبان‌های دیگر ترجمه می‌کند. این کار او سبب افزایش علاقه‌مندان موسیقی او در میان ملت‌های اروپایی شده است. طنز قوی مریم آخوندی و بهره‌گیری از شیوهٔ نمایشی در اجرای کنسرت، از دیگر نوآوری‌های اوست.

رزم گردآفریدان با سهرابیان: درخواست زنان ایرانی برای حضور در رقابت ورزش های باستانی

رایحه مظفری در آستانه روز جهانی زن، موضوعی را دستمایه مقاله خود قرار داده که در حوزۀ پژوهش های مربوط به مسایل زنان، به ندرت به آن پرداخته شده است. خانم مظفری مقاله خود را با این پرسش آغاز می کند: آیا درخواست زنان ایرانی برای حضور در میدان های رقابت ورزش های باستانی، پاسخی خواهد گرفت؟[1] متن کامل مقاله را در زیر می خوانید:

قدیمی ترین زورخانه (دلیرستان) در ارگ بم از حدود 900 سال پیش بر جا مانده بود. روز 17 شوال (سالروز نبرد حضرت علی با عمروبن عبدود در جنگ خندق) به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای در تقویم رسمی کشور گنجانده شد. رشته ی دانشگاهی ورزش پهلوانی و زورخانه ای در دانشگاه جامع علمی کاربردی (ترمیک و پودمانی) افزوده شد. تعداد زورخانه های کشور از 300 باب در سال 1385 به 726 باب در سال 1391 افزایش یافت (کتابچه ی نگاهی به دستاوردهای 6 ساله ی ورزش پهلوانی و زورخانه ای از خرداد 1385 تا خرداد 1391). فدراسیون ورزش های باستانی ایران فعالیت های بی شمار دیگری نیز در جهت ارتقاء رونق ورزش باستانی کشور انجام داده است اما سوال در این جاست که در قرن 21 و پس از پشت سر نهادن تجربه های موفق زنان در آزمون های متعدد در طول تاریخ ایران، آیا زمان آن نرسیده است که زنان در دلیرستان ها برای آموختن فنون پهلوانی حضور داشته باشند؟ بارها درخواست این "رخصت" برای زنان از راه های گوناگون به مسئولین ابلاغ شده است ولی هنوز "فرصتی" داده نشده است.

ورزش باستانی ایران و زورخانه نماد تمدن ایرانیان است و ریشه در تاریخ کهن و فرهنگ غنی ایران دارد. بسیاری از پژوهش گران معتقدند که قدمت آیین پهلوانی به دوره ی ایران باستان برمی گردد. این ورزش در قرن هشتم ه.ق در هندوستان، پاکستان، عراق و آسیای میانه گسترش یافت و اکنون در بیش از 60 کشور جهان مورد استقبال قرار گرفته است. در این کشورها زنان نیز به عنوان بخشی از جامعه که داوطلب آموختن صفات و مهارت های پهلوانی هستند در این زمینه فعالیت می کنند اما چرا در ایران که نقطه ی شروع این ورزش بوده است هنوز زنان حق شرکت در آن را ندارند.

"امیر حسینی، دبیر کل فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای گفت: "ناچاریم به زنان خارجی ورزش های زورخانه ای و پهلوانی را آموزش بدهیم". این در حالی است که او تأکید می کند که آموزش ورزش باستانی به زنان ایرانی هنوز در دست بررسی است. این تبعیض جنسیتی در مورد این ورزش که اصالت ایرانی دارد آیا می تواند با آموزش زنان خارجی و فشار کمیته بین المللی بر طرف شود؟ لیلا خرسند، روزنامه نگار ورزشی در ایران علت این محرومیت را نه در شرع بلکه در عرف می داند. او می افزاید وقتی مشکل شرعی وجود نداشته باشد، مشکل سنتی را به راحتی می توان حل کرد. با این حال او می گوید وقتی یاسمن مؤیدی، متخصص آیروبیک، خواسته بود این ورزش را با ریتم های موسیقی زورخانه ای آموزش دهد با موضع گیری های دشمنانه روبرو شد[2]" (رستمی؛ 2008).

مبحث حضور زنان در دلیرستان ها را از دو جنبه می توان دید:
- 1- حضور زنان در دلیرستان ها به عنوان تماشاگران این ورزش
- 2- حضور زنان به عنوان ورزشکاران و آموختن مهارت های خاص

به دلیل محدودیت های موجود در جامعه ایران پرداختن به هر دو مورد مذکور نیازمند یافتن راهکارهایی مناسب است. پیدا کردن این راهکارها به هیچ عنوان کار مشکلی نیست، آن چه که پذیرش این عمل را سخت می کند کنار زدن تعصبات و دیدگاه های سنتی رایج در میان مخالفین است.

"«نفس زن در زورخانه حرام است» شايد اين جمله را فقط بتوان از زبان يكي از متعصب ترين پيشكسوتان ورزش باستاني و پهلواني شنيد اما در عمل ديگران هم چندان با آن مخالف نيستند. اصرار قديمي هاي زورخانه بر مردانه باقي ماندن آن همچنان ادامه دارد، حتي اگر بدون دليل و منطق باشد و تنها از تعصبي قدرتمند پيروي كند. بيش از يك دهه تلاش زنان براي ورود به زورخانه مي گذرد. به همان اندازه كه ادعا مي شود براي گسترش فرهنگ ورزش هاي باستاني تلاش مي شود، زنان هم براي برخورداري از اين ورزش باستاني، تلاش كرده اند اما تاكنون هيچ كدام نتيجه نگرفته اند. بيشتر از 15 سال[3] از تقاضاي مجوز بازگشايي زورخانه ی بانوان، توسط سيمين مويدي مي گذرد. اين در حالي است كه منع قانوني براي ورود زنان به زورخانه وجود ندارد و از لحاظ شرعي هم اين ممنوعيت در جايي تصريح نشده است، اما زنان بيرون از گود هستند. قديمي ترها كه نفوذ خوبي هم بر فدراسيون دارند، زنان را عامل تقدس زدايي از محيط زورخانه مي دانند. مسأله اي كه حتي در صحبت هاي مقامات مسوول هم ديده مي شود. نورالله هدايتي نايب رئيس فدراسيون ورزش هاي باستاني و كشتي پهلواني در اين باره مي گويد: «درخواست از سوي خانم ها زياد است اما تاكنون مجوزي ارائه نشده است. ما از همه كارشناسان درخواست كرده ايم نظرات شان را به ما ارائه دهند تا بررسي كنيم كه چگونه مي شود اين كار را اجرا كرد، ولي هنوز كاري انجام نشده است و در حال بررسي نظر كارشناسان، هيأت ها و كهنه سواران اين عرصه هستيم». هدايتي به خوبي نظر مخالفان را تشريح مي كند: «شايد تيپ جوان ما بپسندد كه زنان هم وارد اين محيط شوند اما پيشكسوتان مخالفند. دليلش هم مشخص است چون زورخانه مكان مقدسي است و همه ما با وضو وارد گود مي شويم. زنان به خاطر شرايط خاصي كه دارند نمي توانند اين كار را بكنند». اما برخلاف نظر نايب رئيس فدراسيون ورزش هاي باستاني و كشتي پهلواني، يكي از اساتيد حوزه علميه نظري كاملاً متفاوت دارد. او كه اين دليل را كاملاً بي منطق مي داند، در تشريح وضعيت شرعي ورود زنان به زورخانه ها با رد تعصب پيشكسوتان مي گويد: «زن نماد پاكي است و كسي نمي تواند چنين استدلالي داشته باشد.» او ادامه مي دهد: «مقدس ترين مكان براي ما مسلمانان مسجد است كه ورود زنان به آن آزاد است حتي براي ورود به مسجدالحرام هم ممانعتي وجود ندارد. حالا اگر آقايان معتقدند زورخانه ها از مسجدالحرام هم مقدس تر هستند، حرف ديگري است كه با منطق ما توجيه نمي شود.» به اعتقاد اين مدرس حوزه علميه مخالفان ورود زنان به زورخانه ها براي اين كه متهم به يكسري مسائل نشوند از ريشه با اين مسأله مخالفند و ربط دادن اين موضوع به شرع هم كاملاً غيرمنطقي و توجيه ناپذير است. در اين ميان حتي دفتر آيت الله العظمي مكارم شيرازي از مراجع تقليد هم مشكل شرعي در اين ميان نمي بيند: «ورزش در زورخانه به نفس خود اگر مختلط نباشد، مشكلي ندارد و اگر خانم ها به تنهايي در زورخانه ورزش كنند، هيچ منع شرعي وجود ندارد»" (علمی[4]، 1387).

حسین غرقی دبیر هیأت پهلوانی و زورخانه ای استان فارس در مورد حضور زن در ورزش های باستانی گفت: "این بحث چند سالی است که در جامعه رواج پیدا کرده است. هر ورزشی که بین المللی می شود فدراسیون بانوان آن هم باید راه اندازی شود. فدراسیون ورزش های زورخانه ای از سال 1383 بین المللی شده است و 60 کشور در حال آموزش هستند و نزدیک به 40 کشور به عضویت فدراسیون جهانی (IZSF) در آمده اند و خودشان فدراسیون دارند. خواه ناخواه اگر بخواهیم بازی های جهانی و آسیایی را در این ورزش راه اندازی کنیم باید حتماً زنان هم در این رشته فعالیت کنند. با این موضوع از طرف پیشکسوت ها مخالفت های بسیاری می شود. دلیلی هم که آن ها می آورند این است که نزدیک به 3 ساعت ورزش های سنگینن پشت سر هم انجام می شود و معتقدند زنان توانایی انجام این تمرین های سخت را ندارند. من معتقد هستم که با تغییرات و ایجاد مقدمات درست زنان بتوانند وارد عرصه شوند. از جهتی دیگر هم پیشکسوت ها ورود زنان را به زورخانه در مواقعی که زنان عذر شرعی (عادت ماهانه) دارند ممنوع می دانند همان طور که زنان در این شرایط نمی توانند وارد بخش اصلی مسجد شوند. چون زورخانه را مسجد دوم می دانند ولی ما اصلاً نمی خواهیم وارد این مقولات شویم. معتقدیم اگر ورزش برای مردان مفید است برای زنان هم می تواند مفید باشد. مرشدها هنگام هدایت پهلوان ها اشعار شاهنامه را می خوانند در همین شاهنامه در کنار پهلوان های مرد از گردآفرید هم نام برده شده است. در تاریخ زنان بسیاری بوده اند که نامشان آمده یا نیامده، پهلوانی های بسیاری کرده اند. این یکی از نکات مبهمی است که در این ورزش وجود دارد ولی در آخر ناگزیر هستیم به این سمت برویم...".

آن چه که از حرف های مسئولین بر می آید بیشتر استان ها علاقه مند هستند تا "اولین" زورخانه ویژه بانوان را در استان خود به ثبت برسانند ولی تا کنون تهران با هر گونه درخواستی مخالفت کرده است: استاندار کرمان با اشاره به معنویت ورزش زورخانه ای این رشته ورزشی را برای بانوان مناسب دانست. اسماعیل نجار در افتتاحیه مسابقات تیمی زورخانه ای قهرمانی کشور اظهار داشت: "امیدواریم استان کرمان بتواند میزبان خوبی برای این پهلوانان و ورزشکاران کشور باشد. وقتی ورزشی با این معنویت و محیط بسته وجود دارد حیف است بانوان از این ورزش بهره مند نشوند و گود زورخانه مکانی مناسب برای بانوان است. طی سال های گذشته در استان کرمان با راه اندازی ورزش زورخانه ای برای بانوان به دلایلی موافقت نشد. با راه اندازی ورزش زورخانه ای بانوان در استان کرمان می خواستیم این استان اولین استان در کشور باشد که ورزش زورخانه ای بانوان را راه اندازی کرده باشد (خبرگزاری مهر، 1392).

آقای جعفری سرپرست زورخانه قصردشت شیراز اظهار داشت که: "چون من در منزل هم تمرین می کنم همسرم به این رشته علاقه مند شد و او هم ورزش می کند. همسر من همه رشته های این ورزش را انجام می دهد. دختر دوازده ساله من هم علاقه مند شد و به او نیز آموزش دادیم. پیش تر او را به زورخانه هم می آوردم ولی به دلیل این که از حضور زنان در زورخانه جلوگیری می شود دیگر به این جا نیامد. همسرم قدرت بدنی کافی را دارد و زمانی که زورخانه خالیست در گود کار می کند. من به هیئت اعلام کرده ام که اگر زمانی فدراسیون تصمیم گرفت فعالیت اش را در بخش بانوان آغاز کند همسر من توانایی مربی گری و هدایت بانوان در این رشته را دارد. وقتی دبیر هیئت شیراز بودم، یک سال پیش، طرح حضور بانوان را به تهران فرستادم ولی پاسخی تا کنون دریافت نکرده ایم".

"برخلاف فدراسيون ملي كه تحت تأثير برخي از پيشكسوتان قرار دارد، فدراسيون بين المللي ورزش هاي زورخانه اي نظر ديگري دارد. اين فدراسيون كه با هدف جهاني كردن ورزش باستاني و بومي ايراني ها كار خود را شروع كرد، از همان ابتدا براي هر دو گروه زنان و مردان برنامه ريزي داشت. اگرچه هدايتي فعاليت اين فدراسيون را فرا ملي مي داند و ادعا مي كند آن ها هم هنوز در حال كارشناسي اين مسأله هستند، سيد امير حسيني دبيركل فدراسيون بين المللي ورزش هاي زورخانه اي از استقبال زنان ديگر كشورها از ورزش بومي ايران مي گويد. او تأكيد مي كند که براي يك فدراسيون بين المللي تبعيض بين زن و مرد معنا ندارد و برخلاف منشور المپيك است. او كه معتقد است هر ورزشي فرهنگ خاص خود را دارد و همان فرهنگ را القا مي كند، مي گويد: «اساسنامه فدراسيون ما هيچ تبعيضي بين زن و مرد قائل نيست. اصلاً اين يكي از اصولي است كه كميته بين المللي المپيك يك فدراسيون ورزشي را براساس آن رد يا تأييد مي كند. به علاوه وقتي قرار است زنان ما ورزش كنند، چرا بايد از فوايد ورزش بومي و باستاني ما بي نصيب بمانند؟» البته او تأكيد مي كند در هر شرايطي بايد ضوابط رعايت شود. حسيني با تشريح وضعيت زنان باستاني كار در خارج از ايران مي گويد: «در هند، سريلانكا، نپال، كره جنوبي، فيليپين، تاجيكستان و حتي افغانستان زنان فعاليت خود را در ورزش هاي زورخانه اي شروع كرده اند». استقبال زنان كشورهاي خارجي از اين رشته نوپا حتي در اين كشورها هم مخالفاني داشته است اما به اعتقاد حسيني اين مخالفان همان هايي هستند كه حتي با تحصيل و ورزش كردن زنان هم مخالفند و ديد سنتي خود را همچنان حفظ كرده اند. دبيركل فدراسيون بين المللي ورزش هاي زورخانه اي كه دليل مخالفت و جبهه گيري فدراسيون ملي ورزش هاي باستاني و كشتي پهلواني را نمي داند، فقط مي گويد: «اگر از من مي پرسيد اين مسأله نه تنها ايرادي ندارد كه مفيد هم هست». اما نظر ميترا روحي نايب رئيس فدراسيون بين المللي ورزش هاي زورخانه اي هم جالب به نظر مي رسد. اگرچه او نظر مخالفان مبني بر تقدس زدايي از زورخانه را نوعي توهين به زنان مي داند، اما حتي خود او هم موافق ورود زنان به زورخانه نيست: «ما اصلاً نمي خواهيم وارد زورخانه شويم. وقتي سه هزار سال خبري از زنان در زورخانه نبوده، نبايد انتظار داشته باشيم در عرض 5 سال انقلابي رخ دهد». با اين حال روحي اصرار دارد زنان مي توانند تمرينات ورزش باستاني را در سالن هاي ورزشي انجام دهند: «چه فرقي با ايروبيك دارد جز آن كه موسيقي اش متعلق به خود ماست؟» اين مدرس دانشگاه كه دليل جبهه گيري مخالفان را تعصب بي دليل آن ها مي داند، با توصيف شرايط اين رشته در خارج از ايران مي گويد: «فقط در ايران است كه اين رشته مردانه باقي مانده وگرنه در كشورهاي ديگري كه ما فعاليت مي كنيم حرفي از اين موضوع به ميان نيامده است»" (علمی، 1387).

ایمان جم زاد مرشد دو زورخانه در شیراز درباره ی حضور زنان در زورخانه ها استدلال می کند که: "من حضور زنان را در این ورزش مناسب نمی دانم. ورزش باستانی دم از عیاری و پهلوانی می زند و در زورخانه های قدیم هم پرده نصب می کردند و هم ورودی زورخانه پیچشی داشت تا به راحتی داخل آن دیده نشود و چشم نامحرم (زنان) به مردانی که در گود ورزش می کنند نیفتد. زورخانه مکان مقدسی است و در هر شرایطی زنان نمی توانند وارد زورخانه شوند. سُنّت ورزش باستانی پهلوان پرست است و هر مردی را با لقب پهلوانی صدا می کنند در مَثل می گویند پهلوان رستم آمد ولی نمی توانند اسم زنی را با لقب پهلوانی، عیّاری یا جوانمردی صدا کرد؛ سر زبان نمی چرخد. خانمی هم حتا اگر پنجاه سال به زورخانه آمده باشد نمی توانیم با لقب پهلوانی ایشان را خطاب کنیم چون در شأن خانم ها نیست".

"به غير از تعصبات پيشكسوتان كه ورود زنان را دليل بر بي حرمت شدن محيط زورخانه عنوان مي كنند، برخي حتي فيزيك بدني زنان را هم مناسب اين رشته نمي دانند. نورالله هدايتي نايب رئيس فدراسيون ورزش هاي باستاني و كشتي پهلواني مي گويد: «برداشتن ميل و كباده كار زنان نيست». به اعتقاد او اگر زنان اصرار دارند باستاني كار كنند، مي توانند نهايتاً با ضرب چرخ بزنند يا حركات نرمشي را انجام دهند. ظر سيدامير حسيني دبيركل فدراسيون بين المللي ورزش زورخانه ای باز هم متفاوت است: «ما مي گوييم ورزش باستاني ايراني ها براي تمام سنين و با هر توانايي بدني مفيد است. حالا چطور زنان را مستثنا قرار مي دهند، مشخص نيست». او با تقسيم حركات ورزش باستاني به دو دسته با وسيله و بدون وسيله توضيح مي دهد در بخش بدون وسيله مشكلي وجود ندارد و قطعاً كسي نمي تواند ادعا كند زنان نمي توانند نرمش كنند، پا بزنند يا بچرخند. در قسمت حركات با وسيله هم وقتي براي كودكان و نونهالان وسايل سبك طراحي شده چطور مي توان ادعا كرد براي زنان وسيله مناسب پيدا نمي شود؟ نظر ميترا روحي هم در همين راستا است: «هيچ منعي از نظر پزشكي وجود ندارد. اين قضيه فرهنگي است و تمام اين ها بهانه است». وقتی هنوز چنين رشته اي به زنان ارائه نشده است چطور مي توان ادعا كرد که ممکن است از آن استقبال نشود؟ روحی اظهار مي دارد که: «ما با وجود آن كه اصلاً به زنان توصيه نمي كنيم براي ورود به زورخانه ها اصرار كنند، پيشنهاد مي كنيم در باشگاه هاي ورزشي در كنار رشته هايي مثل ايروبيك، ورزش باستاني را هم جا دهند». به نظر او حالاكه اين رشته از ايران صادر مي شود، جاي تأسف است كه زنان كشورهاي ديگر در غياب زنان ايراني اولين باستاني كاران زن هستند. در اين ميان عده اي هم معتقدند اگر امكان پرداختن به ورزش باستاني براي زنان ايران فراهم شود، حتماً عده زيادي از زناني كه همواره به دنبال تجربه هاي جديد در رشته هاي خاص ورزشي هستند حتي براي كسب تجربه هم كه شده، سراغ باستاني كاري مي روند" (علمی، 1387).

شاناز فدایی اولین زنی بود که در محفلی عمومی کباده به دست گرفت و کباده زد. او که در ورزش های مختلفی مهارت دارد بارها به مسئولین فدراسیون های مختلف کشور مراجعه کرده است و درخواست امتحان دادن در رشته کباده را داشته است ولی در تمام مراحل با پاسخ منفی روبرو شده است. او شرح ماجرا را این گونه توضیح می دهد: "وقتی زنان در مسجد که مکانی به این مقدسی است حضور دارند، در زورخانه بودنشان مسئله ای نیست که نیاز به احتیاط داشته باشد. از قدیم زورخانه نشانه ی پهلوانی و مردانگی بوده است، سوال در این جاست که مگر فقط آقایان می توانند پهلوان باشند یا پهلوانی فقط در بازوست؟ اصل پهلوانی در منش و روش انسانی است. اگر ورزش باستانی نشانه ی پهلوانی است پس زنان هم می توانند شرکت کنند و اگر نشانه ی قدرت است که زنان هم قدرت جسمانی بسیار بالایی دارند و در حضورشان در سایر ورزش های سنگین این موضوع را به خوبی اثبات کرده اند. من از کودکی ورزش می کردم و به دلیل علاقه ام به ورزش های باستانی و ارادتم به حضرت علی به این ورزش گرایش داشتم.

در سال 1384 برای داوری در رشته هندبال بانوان مسابقات کشورهای اسلامی به تهران دعوت شدم. در مجموعه آزادی تمام رشته ها را به ورزشکاران خارجی معرفی می کردند و به نمایش می گذاشتند. چند بار با سایر داورین برای تماشا رفتیم، یکی از ورزش هایی را که به نمایش گذاشته بودند ورزش باستانی بود و از آقایان دعوت می کردند که کباده زدن را امتحان کنند و آقایان مدت کمی می توانستند شرایط کباده زدن را تحمل کنند و مورد تشویق قرار می گرفتند. به دوستانم گفتم می خواهم من هم امتحان کنم. در ابتدا حرفم را باور نکردند. از آقای جوانی که در آن جا ایستاده بود و نوبت می داد پرسیدم که: "فقط آقایان می توانند کباده بزنند؟" پاسخ داد: "بله خانم" گفتم: "ولی خانم ها هم می توانند کباده بزنند!" تعجب کرد و مرشد را صدا کرد و موضوع را با او در میان گذاشت. مرشد هم مخالفت کرد ولی در نهایت با پافشاری من موافقت شد و من در بین حضّار ایستادم و 13 بار کباده ی 12 کیلویی زدم. چندین بار بعد از این داستان به هیئت ورزش باستانی استان کهگیلویه و بویر احمد و هم چنین استان فارس مراجعه کردم و درخواست کردم که از من امتحان کباده بگیرند ولی هر بار با بهانه هایی مثل عدم وجود مجوز و امکانات لازم تقاضای من رد شد. دلم می خواست شروع ورزش باستانی از استان کهگیلویه و بویر احمد باشد زیرا زنان این منطقه از توانایی های بدنی بسیار بالایی برخوردار هستند ولی هر بار که به تهران مراجعه کردم اصلاً توجهی به این موضوع نکردند. چندین بار به زورخانه یاسوج رفتم ولی به دلیل محیط کوچک این منطقه برخوردشان خیلی بد بود. خانواده و اجتماع نمی توانند به راحتی قبول کنند ولی اگر از طریق فدراسیون باشد مطمئن هستم به تدریج مردم پذیرای این موضوع می شوند و بسیار استقبال خواهد شد. موارد بسیاری هم با من تماس می گیرند و تقاضا می کنند که اگر ورزش باستانی ویژه زنان آغاز به کار کرد و رسمی شد آن ها را مطلع کنم. حق زنان هست که در تمام میادین حضور داشته باشند وقتی جامعه با این رویکرد و شعار به جامعه زنان نگاه می کند که احترام و ارج بسیاری برای زنان قائل است پس باید این اجازه را هم بدهد که زنان در عرصه های مختلف فعالیت کنند".

- چو آگاه شد دختر گژدهم/ که سالار آن انجمن گشت کم
- زنی بود برسان گردی سوار/ همیشه به جنگ اندرون نامدار
- کجا نام او بود گردآفرید/ زمانه ز مادر چنین ناورید
- چنان ننگش آمد ز کار هجیر/ که شد لاله رنگش به کردار قیر
- بپوشید درع سواران جنگ/ نبود اندر آن کار جای درنگ
- نهان کرد گیسو به زیر زره/ بزد بر سر ترگ رومی گره
- فرود آمد از دژ به کردار شیر/ کمر بر میان بادپایی به زیر
- به پیش سپاه اندر آمد چو گرد/ چو رعد خروشان یکی ویله کرد
- که گردان کدامند و جنگ‌آوران/ دلیران و کارآزموده سران
- چو سهراب شیراوژن او را بدید/ بخندید و لب را به دندان گزید
- چنین گفت کامد دگر باره گور/ به دام خداوند شمشیر و زور... (فردوسی رزم گردآفرید و سهراب)

از مراجع محترم در خصوص حضور زنان در ورزش باستانی ایران سوال مشابهی پرسیده شده است آیت الله العظمی شبیری زنجانی با کد 876 پاسخ فرمودند که:

این در حالی است که آیت الله العظمی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران و آیت الله العظمی نوری همدانی با شرط مفسده ایجاد نکردن حضور زنان در این عرصه، فعالیت زنان را جایز می دانند که البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت که اصل بر برائت است:

آیت الله صانعی در پاسخ فرمودند که:

آیت الله نوری همدانی در پاسخ چنین فرمودند:

آیت الله العظمی شبیری زنجانی نیز در پاسخ فرمودند:

پانوشت ها:

[1] . زمانی که طرح نوشتن این مقاله در ذهنم بود، آن را با دوستی در میان گذاشتم. بعد از مدتی که دوباره او را دیدم و از احوالش جویا شدم گفت: "می خواهم فیلم زن در زورخانه را بسازم". بسیار تعجب کردم و از او درخواست کردم که این کار را مشترک بسازیم و چون عادت تنها به میدان رفتن در برخی از اطرافیان دیده می شود پیشنهاد مرا نپذیرفت و طرحم را گرفت و رفت که فیلمش را بسازد. در پیامی نوشت: "هیچ کس با سوژه فیلم ساز نمی شود! در تیتراژ خواهم نوشت ایده اولیه از شما بوده است". امیدوارم فیلمش را با موفقیت بسازد تا قدمی باشد جهت اصلاح وضعیت زنان.

[2] . البته برخی از مخالفین معتقد هستند که ادغام این دو ورزش از اصالت ورزش باستانی می کاهد و آن را دچار خدشه می کند.

[3] . این تاریخ مربوط به سال 1387 است و اکنون بیش از بیست سال است که زنان این درخواست را دارند.

[4] . بهترین مقاله ای که در زمینه حضور بانوان در ورزش باستانی توسط خانم حدیث علمی در سال 1387 در روزنامه اعتماد نوشته شده است. مقاله حاضر تنها جهت تکمیل و یادآوری موضوع ذکر شده است.

منابع

- رستمی، شهلا (2008)؛ "تبعیض میان زنان ایرانی و خارجی در آموختن ورزش های زورخانه ای و پهلوانی"؛ http://www1.rfi.fr/actufa/articles/...
- پیک هفته، "زورخانه زنانه در تهران راه خواهد افتاد؟"

http://www.pyknet.net/1383/hafteh/1...
- علمی، حدیث (1387)؛ "تابلوي ورود ممنوع در گود زورخانه، ادامه مخالفت با حضور زنان در ورزش باستاني"؛

http://www.magiran.com/npview.asp?I...
- خبرگزاری مهر (1392)؛ "ورزش باستاني يا زورخانه زنان - ورزش زورخانه اي براي زنان ايراني گسترش مي يابد"

 زورخانه و پرشین یوگا توسط ورزشکاران خارجی

12362057 876542165778072 1304696033 n 47a20

 

12362309 559383450887418 483891988 n 6b15b

 

10475075 1669377646613500 34801182 n c290d

 

12145329 927611610656071 1173832400 n 79832

 

حضور بانوان در محل برگزاری مسابقات زورخانه مردان

تصاویر زیر از آیین رزمایش پهلوانی در زورخانه شهید فهمیده به ثبت رسیده است

علاقه زن ژاپنی برای یادگیری آیین های ورزش زورخانه ای ایران

یکی ازنکات جالب این مراسم حضور زنان در آکادمی(روزخانه)شهید فهمیده بود. معمولا در زورخانه ها زن ها حضور پیدا نمی کنند و این مکان ها، مردانه هستند. یک دانشجوی زن ژاپنی دکترای مردم شناسی که به خوبی هم فارسی صحبت می کرد، گفت : از سوی یکی از دوستان به این مراسم دعوت شده و خیلی دوست داشت این آیین را از نزدیک ببیند. وی افزود: من در کتاب ها و نقل قول ها در باره آیین های ورزش های پهلوانی چیزهایی در این باره خوانده بودم، اما وقتی از نزدیک این را دیدم واقعا برایم جالب بود. وی افزود: اگر بار دیگر چنین مراسمی برگزار شود، دوباره شرکت می کنم . آیین های ایرانی برایم جالب و جذاب است و علاقمندم آن را به کشورم انتقال دهم. ژاپنی ها به آیین های ایرانی علاقمند هستند. در این مراسم یکی از اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری گفت : ورزش پهلوانی و زورخانه ای ایران می تواند یکی ازجاذبه های گردشگری باشد. همچنین قبل از این مراسم در نشست چگونگی بین المللی کردن آیین های زورخانه ای و پهلوانی در ایران که در کتابخانه ملک برگزار شد، پهلوانی مختص مردان نیست، زنان هم پهلوان هستند. همچنین این خانم خطاب به معاون توسعه ورزش حرفه ای و قهرمانی وزرات ورزش وجوانان که پشت تریبون قرارگرفته بود، گفت:آیاراهی وجود دارد که زن ها هم در ورزش های پهلوانی سهمی داشته باشند که با خنده حاضرین روبرو شد و سجادی نیز پاسخ آن را به فدراسیون ورزش های پهلوانی محول کرد.


حضور بانوان درمحیط ورزش مردان

حضور بانوان درمحیط ورزش مردان

۲۶

 

پهلوان سميرا؛ اولين زن در تاريخ ورزش زورخانه اي

پهلوان سميرا کاظمي‌فرد اما همه‌ اين تصاوير را به هم مي‌ريزد. او از دور مثل خيلي از ماهاست، حتي شايد قدش کمي کوتاه‌تر باشد. البته حرف زدن و تکيه‌کلام‌هايش را از پهلوان‌ها به ارث برده است.

پهلوان سميرا کاظمي‌فرد اما همه‌ اين تصاوير را به هم مي‌ريزد. او از دور مثل خيلي از ماهاست، حتي شايد قدش کمي کوتاه‌تر باشد. البته حرف زدن و تکيه‌کلام‌هايش را از پهلوان‌ها به ارث برده است.
بازوهاي ستبر و هيکل دم‌کرده، دستان درشت با عضلات بادکرده، موي کوتاه فرفري و سبيل از بناگوش دررفته، مجموع اين کلمات، تصويري را مي‌سازند که خيلي از ما براي موجودي به نام پهلوان قائل هستيم.
تا مي‌گويند پهلوان، ياد مردان درشت‌اندام و هيکلي مي‌افتيم که پاي گود زورخانه زانو زده‌ و ژست گرفته‌اند. تکيه‌کلام‌ خاص فيلم‌ها توي سرمان رژه مي‌رود، جمله‌هايي مثل رخصت پهلوان، فرصت جوان و....
پهلوان سميرا کاظمي‌فرد اما همه‌ اين تصاوير را به هم مي‌ريزد. او از دور مثل خيلي از ماهاست، حتي شايد قدش کمي کوتاه‌تر باشد. البته حرف زدن و تکيه‌کلام‌هايش را از پهلوان‌ها به ارث برده، لحن صحبتش به مردم تهران قديم مي‌خورد، شبيه پهلوانان عودلاجان و دروازه دولاب حرف مي‌زند.
همه‌چيزش خاص است؛ حتي طرز تفکر و شيوه لباس پوشيدنش. پهلوان کاظمي‌فرد نخستين زن در تاريخ ورزش زورخانه‌اي و پهلواني ايران است که نشان درجه سه پهلواني گرفته. او حق صلوات هم دارد؛ يعني به هر زورخانه‌اي که وارد شود، ‌ورزش را به احترامش نگه مي‌دارند و صلوات مي‌فرستند، کاري که فقط براي پيشکسوت‌هاي ورزش زورخانه‌اي اجرا مي‌شود.
سميرا از‌‌ همان بچگي عاشق ورزش‌هاي مردانه بود. همان‌وقت‌ها هم با عمو‌هايش به استاديوم مي‌رفت و فوتبال مي‌ديد ولي از کشتي سر در نمي‌آورد. حوصله‌ اين ورزش عجيب را نداشت اما سفر ملاير همه‌چيز را عوض کرد. در واقع علاقه به کشتي، سوغات جنگ بود. خودش مي‌گويد: «سال ۱۳۶۶ بود، روزگار جنگ.
رفته بوديم ملاير، منزل يکي از اقوام تا از بمباران در امان باشيم. روزي که با جهان‌پهلوان تختي آشنا شدم را خوب يادم هست.
يک روز صبح زود بود.
با صداي راديو که ضرب زدن مرشد «شير خدا» را پخش مي‌کرد، از خواب بيدار شدم. رفتم توي بالکن و ديدم فاميلمان، که ورزشکار زورخانه‌اي هم بود، يک وسيله چوبي بزرگ را بالاي سرش مي‌برد و مي‌چرخاند. پيش خودم فکر کردم لابد يک وردنه خيلي بزرگ است، شايدم هم گرز. مات ماندم و نگاهش کردم. نمي‌دانستم چه‌کار مي‌کند. به نظرم يک‌جور بازي بامزه آمد.
دلم مي‌خواست من هم از آن کار‌ها بکنم. آقا مظفر که انگار علاقه را از چشمانم خوانده بود، ميل را گذاشت زمين و گفت، بلندش کن ولي من نمي‌توانستم. خيلي سنگين بود. براي اينکه کم نياورم، ‌آن‌قدر زور ‌زدم تا رگ گردنم بيرون زد.
دست آخر براي اينکه کم نياورم، هلش دادم و شروع کردم به قل دادن ميل روي زمين.» او درباره‌ ساعت‌هاي بعد از اين آشنايي عجيب، اين‌طور مي‌گويد: «از آقامظفر که فاميل نزديکمان بود، درباره ميل زورخانه پرسيدم و او با حوصله جوابم را داد.
يادم هست صبحانه هم نخوردم. محو صحبت‌هايش شده بودم. وسط کار برايم گفت و اينکه الگويش در زندگي و ورزش بوده است. حرفش که تمام شد، چاي را که سر کشيد، پيله کردم که مرا به زورخانه ببرد.
مي‌خواستم تختي را ببينم ولي نمي‌شد. دختر‌ها را به زورخانه نمي‌بردند. آنقدر پا کوبيدم و گريه کردم تا قبول کرد. گفت در را باز مي‌کنم. توي گود را ببين و برگرديم. قبول کردم. رفتيم دم در، از گوشه‌ پرده داخل گود را ديد زدم و برگشتيم.»
پهلوان کاظمي اين صحنه کوتاه چند ثانيه‌اي را هيچ‌وقت فراموش نمي‌کند. گود خلوت بود، با يک مشت عکس قاب شده کوبيده به ديوار.
بزرگ‌ترين عکس، تصويري سياه و سفيد بود از غلامرضا تختي. مي‌گويد: «در راه برگشت از آقا مظفر پرسيدم، تختي‌‌ همان عکس بزرگه بود؟ سرش را تکان داد که بله. ‌ اصرار کردم که ببينمش ولي پهلوان مظفر جواب سربالا مي‌داد. آخرش کلي فکر کرد و گفت: «خدا تختي را دوست داشت. براي همين او را با خودش برد توي آسمان. جهان‌پهلوان الان در آسمان است، زمين نمي‌آيد.»
شنيده بودم خدا به حرف بچه‌ها گوش مي‌کند. فکر کردم اگر از خدا بخواهم، عکس جهان‌پهلوان را از‌‌ همان بالا نشانم مي‌دهد، به حرفم گوش مي‌کند. نظر آقا مظفر را در اين‌باره پرسيدم و او لبخند زد.
سکوتش را به نفع خودم تعبير کردم و شب، به اميد ديدن عکس تختي در آسمان سر به هوا شدم. مدتي که گذشت و فهميدم کلاه سرم رفته، بدجوري پکر شدم.
پا کوبيدم و گريه کردم. شام هم نخوردم تا روزهاي بعد که باز هم تختي، تختي از دهانم نيفتاد.» کاظمي هنوز هم، هروقت گذرش به ملاير مي‌افتد، سري به اين زورخانه مي‌زند تا ياد خاطره‌هاي خوب کودکي برايش زنده شود. او که هنوز داستان زندگي آقا تختي را خوب يادش مانده بود، ‌ مي‌گويد: «تا روزهاي بعد، هرجا مي‌رفتم از تختي حرف مي‌زدم.
بعد‌ها هم که سواد خواندن و نوشتن ياد گرفتم، ‌ اولين کتابي که خواندم زندگينامه‌ جهان پهلوان بود. يک کتاب قطور و عجيب قديمي که زياد از نوشته‌هايش سر در نمي‌آوردم. پدرم استاد ادبيات بود.
کتاب 500صفحه‌اي را مي‌گرفتم دستم و معناي کلمات عجيب را مي‌پرسيدم. بابا حرص مي‌خورد و مي‌گفت، وقتي چيزي را نمي‌فهمي، چرا مي‌خواني؟ ولي من کتاب را با هر بدبختي که بود، يک روزه خواندم.»
موقع خواندن همين کتاب بود که سميرا عکسي از آرامگاه تختي را ديد و فهميد جهان‌پهلوان ديگر در جهان نيست. ‌ از فهميدن اين خبر، مدتي افسرده بود و با کسي حرف نمي‌زد. پدر که با ديدن دخترش، از غصه آب شده بود، فکر کرد بهتر است جلوي دخترش را بگيرد تا به آرامگاه تختي نرود. مي‌خواست از دختر يکي‌يکدانه‌اش مراقبت کند.
دلش مي‌سوخت: «خانواده هميشه با اينکه سراغ ورزش زورخانه‌اي بروم، مخالف بودند. مي‌گفتند ورزش زورخانه‌اي يک کار مردانه است و دختر نبايد در آن دخالت کند. مي‌ترسيدند فشار کار مردانه خردم کند ولي چيزي از درون من را به جلو هول مي‌داد.»

اولين‌ ديدار با تختي
سميراي نوجوان بر رسيدن به هدفش اصرار داشت. آن‌قدر پيگيري به خرج داد تا پدر بگذارد براي اولين‌بار به آرامگاه تختي برود، به مراسم سالگرد درگذشت جهان‌پهلوان. خودش آن سال‌ها را خوب يادش مانده است: «از وقتي سوم دبستان بودم تا کلاس اول دبيرستان، از پدرم خواهش مي‌کردم بگذارد به آرامگاه جهان‌پهلوان تختي بروم.
دست آخر تسليم شد و يک روز، ‌۱۷ دي در سالگرد مرگ جهان پهلوان از مدرسه اجازه گرفتم تا با مادرم به ابن‌بابويه برويم. همان‌جا بابک، پسر جهان‌پهلوان را براي اولين‌بار ديدم. يک تصادف جانانه هم کردم که تجربه تلخي بود.
پدرم فکر مي‌کرد که اين واقعه را به فال بد بگيرم و ديگر آنجا نروم ولي من خيالِِ بي‌خيال‌شدن نداشتم.» او بعد از اين آشنايي عجيب، مي‌شود پاي ثابت مراسمي که در «ابن بابويه»، آرامگاه غلامرضا تختي برگزار مي‌شد، غير از ۱۷ دي که سالگرد درگذشت تختي بود، هر هفته پنج‌شنبه يا جمعه، اگر درسي نداشت، راه چند ساعته رفت‌وبرگشت از پونک به شهرري را با اتوبوس طي مي‌کرد تا نيم‌ساعت يا کمي بيشتر را در ابن‌بابويه بگذراند.
به قول خودش، انگار در‌‌ همان ديدار اول، آقا تختي دل سميراي نوجوان را گرو برداشته بود. بعد‌ها که سنش به کنکور رسيد، در خلاف جهت رودخانه شنا کرد و کنکور نداد. دانشگاه نرفت. گرچه الان دارد در رشته مديريت کسب و کار ورزشي، فوق‌ليسانس مي‌گيرد.
او درباره‌ آن روز‌ها مي‌گويد: «تمام تمرکزم روي زندگي و منش آقاتختي بود و نمي‌خواستم چيزي مزاحم‌ام بشود. اين بود که خيلي جدي ايستادم و گفتم ديگر نمي‌خواهم درس بخوانم. هرچه خانواده‌ام اصرار کردند، من مقاومت کردم. استدلال مي‌کردم که، جهان‌پهلوان تختي ۹ کلاس سواد داشت ولي توانست موفق‌ترين آدم دنيا شود، پس من هم مي‌توانم.
مي‌خواستم يک‌چيزهايي را به همه ثابت کنم که الان کمي ايده آل‌گرا به نظر مي‌رسد. آن موقع بي‌تجربه بودم و يک چيزهايي براي خودم مي‌گفتم، ‌ البته پشيمان هم نيستم.»
پهلوان کاظمي‌فرد دلايلش را اين‌طور توضيح مي‌دهد: «چون دانشگاه نمي‌رفتم، فرصت کافي داشتم تا درباره‌ جهان‌پهلوان مطالعه کنم. يک سال و نيم تمام، از ساعت ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر به کتابخانه ملي مي‌رفتم و آرشيو روزنامه‌ها و مجلات را از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۶ فيش‌برداري مي‌کردم.
غير از اينها خبر سالگرد را هم در تمام سال‌هاي بعد از آن مرور مي‌کردم. اگر درس خوانده بودم، فرصت چنين کار خوبي را نداشتم. البته آرشيو سال ۱۳۴۶ را در اختيارم نگذاشتند که بعد‌ها از طريق يکي از آرشيوداران بزرگ آن را پيدا کردم.»
کاظمي‌فرد مي‌گويد: «يک‌بار در فضاي معنوي حرم امام رضا بودم. گفتم قطعا اين قسمتم بوده که در چنين راهي قدم بگذارم.. تمام انرژي‌هاي منفي را کنار مي‌زدم و هميشه سختگير بودم چون فکر مي‌کردم دستي من را محکم گرفته و تشويقم مي‌کند. به نظر من، اگر بانويي مي‌خواهد در يک رشته خاص فعاليت کند، نبايد جلويش بگيرند.»

آرزو‌ها و برنامه‌ها
حالا او به گفته‌ خودش، براي اولين بار در تاريخ ورزش کشور نشان درجه سه پهلواني گرفته است و اميدوار است روزي برسد که تعداد بيشتري از بانوان ايراني اين نشان را بگيرند.
کاظمي‌فرد از آرزو‌هايش هم سخن مي‌گويد، از کارهاي بي‌سابقه‌اي که بايد انجامشان داد: «من به عنوان ايراني افتخار مي‌کنم که گام اول را در اين راه برداشته‌ام و اميدوارم بقيه مردم هم آن را دنبال کنند. دوست دارم روزي برسد که بتوانم کلاس‌هايي در رابطه با منش پهلواني براي جوان‌تر‌ها برگزار کنم.
آرزو دارم جوانان ما به جاي اينکه عکس ديويد بکهام را دستشان بگيرند يا پوستر فلان هنرپيشه‌ خارجي در اتاقشان باشد، از سيدحسن رزاز و محمدصادق بلورفروش صحبت کنند. مي‌خواهم روزي برسد که عکس توي گوشي همراه بچه‌هاي ما جهان‌پهلوان تختي، علي‌تِک‌تِک و خسرو معصومي باشد.»
پهلوان سميرا قرار است يکسري سلسله کتاب مرجع درباره‌ ورزش‌هاي زورخانه‌اي بنويسد. اين کتاب‌ها روند پيشرفت اين ورزش را در چند دوره مختلف تاريخي بررسي مي‌کنند.
کتاب‌هايي هم هست که زندگي‌نامه‌ پهلوانان روزگار گذشته و امروز را مرور مي‌کند، از پهلوانان قديمي بگير تا قهرمانان المپيک «دوست دارم در کتاب‌هايم به خواننده بفهمانم که ورزش زورخانه‌اي و کشتي، مثل خواهر و برادر هم مي‌مانند. به نظر من، اين دو رشته بايد به هم اتصال داشته باشند و باعث پويايي همديگر شوند.»

حق صلوات
چندسال پيش، به خاطر کارهاي بي‌چشمداشت کاظمي‌فرد، در يکي از زورخانه‌هاي تهران به او حق‌صلوات مي‌دهند. از آن زمان به بعد، هروقت پهلوان کاظمي وارد زورخانه‌اي شده، مرشد ورزش را به احترامش نگه مي‌دارد و صلوات مي‌فرستد.
حضار هم همراهي‌اش مي‌کنند. پهلوان کاظمي‌فرد اولين ‌بانويي است که «حق صلوات» گرفته است. او نخستين روزي که حق صلوات به او اعطا شد را خوب به ياد مي‌آورد: «اولين‌بار در زورخانه تختي در ابن‌بابويه برايم حق صلوات گرفتند.
وقتي خواستم بيرون بروم، آقاي محمودي، از پهلوانان پيشکسوت و خيرانديش جلويم را گرفت. مرشد، ورزش را نگه داشت و درباره من به مردم توضيح داد. بعد هم صلوات فرستاد که بقيه همراهي‌اش کردند.
صلوات فرستادن مردم تا وقتي از زورخانه خارج شوم، ادامه داشت. خيلي برايم عجيب و افتخاربرانگيز بود چون تا به حال، به هيچ خانمي حق صلوات داده نشده است.» او که شنبه، ۱۵ آذر رسما نشان پهلواني را در مراسمي ويژه دريافت کرده، واژه پهلوان را اين‌طور تعريف مي‌کند: «پهلواني به داشتن بازوبند و گردن کلفت نيست.
پهلوان، حتما نبايد کشتي بگيرد. هر زن يا مرد ايراني، هر دختر و پسري مي‌تواند پهلوان باشد. جهان‌پهلوان تختي جمله جالبي دارد. او مي‌گويد، تنها خوشحالي من اين است که در قلب مردم ايران جاي دارم.
تختي پهلوان بود چون خدا به او عزت داده بود. پورياي ولي را ببينيد. 800سال از روزگارش گذشته ولي مردم هنوز او را مي‌شناسند و نامش را به نيکي ياد مي‌کنند. خدا خودش آدم‌ها را پهلوان مي‌کند و به آنها عزت مي‌دهد. کسي که در دل مردم جا داشته باشد، پهلوان است.»
همشهري جوان/